قالب وردپرس شرکتی کوادکوپتر

کتاب داوطلبان مرگ

کتاب داوطلبان مرگ نوشته محمد علی قجه رمان جنایی ترسناک که زوج پلیسی رابرت و دانلد درگیر پرونده قتل های زنجیره ای خاصی می شوند..

خواندن کتاب داوطلبان مرگ برای افراد زیر ۱۵ سال ممنوع است.

معرفی کتاب داوطلبان مرگ ۱

کتاب داوطلبان مرگ ۱ نوشته محمدعلی قجه در ادامه داستان صندلی در کتاب غروب به قلم تحریر درآمده است. در این رمان جنایی به پرونده ای جنایی از قتل های زنجیره ای خاص پرداخته می شود که با یک ماده مخدر خاص و آزمایشی انسانی انسانها را به کام مرگ می کشاند.

در ابتدای کتاب می خوانیم:

دختر جوان اندک اندک چشمانش را گشود.. هنوز گیج و گنگ بود و چیزی به یاد نمی آورد. اطرافش تاریک بود ولی نه تا آن حد که نتواند ذرات گرد و غباری را که در آن فضا معلق بودند، ببیند. او در اتاقی تاریک بر صندلی چوبی ای نشانده شده بود.. تلاش کرد تا به خود تکانی بدهد که دریافت دستانش به سختی به صندلی بسته شده اند. او در فضایی ناآشنا با دستانی بسته بر صندلی ای اسیر شده بود.

هوا سنگین و خفه به نظر می رسید تا آن حد که حس کرد به سختی می توان نفس کشید. و این بار کوشید تا فریاد بزند و کمک بخواهد. اما ظاهرا با تزریق دارو و یا ماده مخدر زبانش سست شده بود و نمی توانست حرف بزند.

بخشی از کتاب داوطلبان مرگ

رابرت با دیدن سر بریده الکساندر شوکه شد و در حالی که در میان زباله ها بر زمین نشسته بود بی آنکه چیزی بگوید به کیسه بزرگی که مانند همیشه هدیه ای از جانب قاتلشان بود خیره شده بود، مات و مبهوت. چنان که گویی در خواب و خیال است.

و دانلد که می دید هنوز نتوانسته اند این مرد خون آشام را دستگیر کنند از فرط خشم سیگارش را با تمام قدرت پک می زد و پشت به همه رد خونی را که آرام آرام در جوی آب کوچه می چکید دنبال می کرد. خونی کهخ با بررسی قطعات جسد الکساندر بر کف کوچه ریخته بود و به سرعت تا آن سوی جوی همراه آبی که جاری بود می رفت. شاید این خون می خواست تا زودتر از همه آنها قاصد خبر مرگ پدری برای خانواده اش باشد. خبری که نه دانلد و نه رابرت قادر به رساندن آن نبودند.

دانلد به یاد آورد که دکتر کالبد شکاف به او گفته بود که این بوی مسخ کننده از همان ماده ای است که پس از بی حس کردن سلول های درد سبب ایجاد حس لذت و شهوت می شود. یک عطر بی مانند که بویش روح هر انسانی را تسخیر می کرد. پس این یک ماده مخدر نبود، هم داروی بی حسی درد بود و هم داروی محرک لذت. و دانلد دریافت که خیلی دیر به این موضوع پی برده است!

او باید به جستجوی محل فروش عطری با بوی این ماده می گشت، عطری که محرک حس جنسی و لذت بود. سپس دانلد بی آنکه چیزی بگوید از آن جمع پریشان جدا شد تا به سرعت تمامی عطر فروشی های شهر را جستجو کند و از یک یک آنها سراغ عطری با بوی ماده مخدر را بگیرد. بویی که همه مقتولین را مسخ کرده و به جنون خودکشی دچار نموده بود. آیا الکساندر هم مانند آنها خودکشی کرده بود؟

با سپاس از محمدعلی قجه نویسنده کتاب داوطلبان مرگ برای ارسال این کتاب ارزشمند به سایت کتابها

نام کتاب : داوطلبان مرگ
نویسنده : محمدعلی قجه
تعداد صفحه : 105
حجم فایل : 1.3 کیلوبایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.